تبليغاتX
داستانگاه
 

داستانگاه

جایگاهی برای داستان

مرحله‌ی اول
ساعت 13:12 روز سه شنبه سی ام بهمن 1386  

با کلی هيجان و دستپاچگی و تعجب از این همه عجله‌ی دوستان برای شروع بازی و استقبال ناچیزشان برای حاکمیت مرحله‌ی اول بازی را شروع می‌کنيم.

ملکه: سوفی

سبک و ژانر ادبی: پست مدرن - پل استر

فیلم, موسیقی, شعر و کتاب مورد علاقه ام: خانه دوست کجاست؟ , بابل - بودابار, کافه دلمار - سهراب سپهری - اتاق در بسته از پل استر

سرگرمی: دوچرخه سواری, دروغ های شاخ دار

سوژه:

حتی یکی دو بار در خیابان به هم برخوردیم و مستقیم به چشمانت نگاه کردم. اما متوجه نشدی. آن طور که مرا ندیدی حیرت آور بود. فکر کردم نامریی شده ام. حالا هم با خودت فکر میکنی که دیوانه شده ام که در یک گوشه تک و تنها زندگی میکنم. نمیخواهم وقتم را با صحبت کردن در اینمورد تلف کنم. "آنچه من لازم دارم از آنچه بقیه به آن احتیاج دارند خیلی متفاوت است..." یکی یکی ورقهای دفترچه را پاره کردم, در دستم مچاله شان کردم و دور انداختم. همانطور که قطار داشت به راه می افتاد به صفحه ی آخر رسیدم.

پ.ن: فراموش نکنید که آثار خودتان را به آدرس جدید دبیرخانه‌ ارسال نمایید.

بدین ترتیب داستان نویسی باز هم آغاز شد...

شاید یادم برود

 

نویسنده: درخت!

 

انگشتانم شل می شوند و سیگارم به زمین می افتد. نگاهش می كنم، هنوز خاموش نشده. زیر پا لهش می كنم. یكی دیگر روشن می كنم تا مثل همیشه از كنارش بگذرم. نه سرم را پایین می اندازم، نه راهم را كج می كنم، و نه حتی نگاهم را... و او حتی نگاهم نمی كند، نه اینكه نگاهش را برگرداند كه ندیده، نه، او واقعا مرا نمی بیند. ولی من خوب می بینمش كه چقدر سرخوش و سر به هواست مثل همیشه. چشم هایش برق می زنند، كه یعنی فكر جالبی در ذهن دارد، راستی شبیه كدام یكی از آن همه فكر عجیب و غریبش؟


کلمات کلیدی:
لینک دائم   لینک دائم   لینک دائم نویسنده:    
 
ساعت 19:9 روز شنبه بیست و هفتم بهمن 1386  

سلام به همه ی دوستان

ضمن تشکر از همه به خاطر حضورشان در وبلاگ و عذرخواهی از همه به خاطر اینکه کارها کمی به تاخیر افتاد. من منتظر بودم نظر دوستان را ببینم و بشنوم که متاسفانه در راستای شروع بازی و چگونگی شروع بازی نظراتی نیامد.

از فائزه ی عزیز به خاطر نوشتن قوانین بازی متشکرم و از همه عذر می خواهم که ای میل را اشتباهی نوشته ام. (این هات مایل از کجا آمد به خدا منم خبر ندارم.)

قبلا ما بازی را به این شکل آغاز کرده بودیم که فائزه در نظرات ذکر کرده است و امیدوارم با دادن نظرات جدید فضای جالب تری برای بازی به وجود بیاوریم. من نوشته های فائزه را با کمی تغییر در این پست قرار می‌دهم و منتظر حضور همه‌ی دوستان می‌مانیم.

بازی از دو گروه تشکیل می شود:


۱- گروه حاکمان: در هر مرحله از بازی کسانی خود را برای به دست آوردن مقام حاکم کاندید می کنند. بر اساس نوع سوژه و یا به ترتیب همه ی افرادی که خود را کاندید کرده اند می توانند این مقام را کسب کنند. نوع شرکت کردن این گروه به این شکل است که مشخصات خود را به ترتیب زیر به میل دبیرخانه‌ی موقت ارسال می‌کنند:

*نام- (ترجیحا اسامی مستعار). *جنسیت- سن- تحصیلات- محل اقامت- و پاسخ سوالات زیر:
* سبک و ژانر ادبی مورد علاقه (‌مثلا رمانتیسیسم، پست مدرن و ...)

*نام چند فیلم، چند ترانه یا چند آلبوم موسیقی و چند کتاب مورد علاقه خود را بنویسید.

*سوژه انتخابی: در این مورد هیچ محدودیتی وجود ندارد و کاملا بسته به خلاقیت شخص حاکم است. سوژه میتواند یک کلمه مثل آفتاب، یک مفهوم مثل تبعیض نژادی، یک جمله مثل درختان ایستاده می میرند یا حتی یک متن حداکثر نیم صفحه‌ای باشد. همچنان که ذکر شد در این مورد هیچ محدودیتی وجود ندارد!


نکته: دادن هر گونه اطلاعاتی که ممکن است به شرکت کننده کمک کند تا بتواند متن بهتری را با توجه به سلائق شما بنویسد به گرم تر شدن بازی کمک میکند.

(فقط موارد ستاره دار الزامی هستند)
  
۲- گروه مردم:

این گروه فقط اسم و مشخصات خود را را به علاوه متن نوشته شده بر اساس سوژه حاکم ارسال کنند.

پس از ثبت نام از حاکمان، در هر دور از بازی مشخصات و سوژه یک حاکم روی وبلاگ گذاشته می شود. سپس مردم(‌شرکت کنندگان) به مدت یک ماه فرصت دارند تا متن خود را ارسال کنند. بدیهی است که بازیکنان باید از نهایت ذوق و اندوخته ادبی خود برای نوشتن جذاب ترین متن ممکنه با توجه به خصوصیات حاکم استفاده کنند. متن های دریافتی ‌ روی وبلاگ و در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت و کامنت دونی جهت دریافت نظرات باز خواهد بود. پس از یک هفته حاکم، متن برنده را اعلام می کند و در نهایت آدرس ایمیل برنده به حاکم و حاکم به برنده داده خواهدشد. از این به بعد دیگر به ما ربطی ندارد و بقیه صحبت ها بین خودشان رد و بدل خواهد شد. (یعنی منظور فائزه خانم اینه که این قضیه اونقدر خصوصی هست که فرد شرکت کننده و برنده را تا درجه‌ی ملکه یا پادشاهی می‌کشاند.)

در این بین نکته‌ی دیگری که قابل ذکر است این است که اگر امکان داشته باشد این بار می‌خواهیم بر داستان‌هایی که نوشته می‌شود نقد‌هایی هم نوشته شود که بازی آنقدر هم خارج از داستان‌بازی نباشد که بچه‌ها فراری داده شوند. برای این کار از همه‌ی دوستان انتظار می‌رود که مانند وبلاگ آماتورها - که بی‌شک این کار هم ادامه‌ی همان پروسه است - هر چه در توان دارند رو کنند.

نکته‌ی آخر این‌که لطفا نظرات خودتان را برای تغییرات لازمه در راستای هر چه شیرین‌تر کردن بازی ارائه دهید.

پس به قول فائزه خانم:«لذا به عنوان اولین قدم علاقمندان به حضور در جایگاه حاکم میتوانند در خواست خود را به آدرس baran_baraneh@yahoo.com  ارسال فرمایند.

منتظر شروع مرحله ی اول باشید.

                                                                                   مخلص همه: دبیرخانه‌ی موقت بازی


کلمات کلیدی:
لینک دائم   لینک دائم   لینک دائم نویسنده:    
 
سلام...
ساعت 18:46 روز جمعه نوزدهم بهمن 1386  
بعد از این همه دوری از داستان و داستان نویسی و همه دوستان باز هم سلام...

نه این که بخواهیم آلترناتیوی باشیم برای آماتورهایی که خوشبختانه هرگز به بهشت نمی روند چون واقعیت این است که هیچ جا آن خانه ی آبی نمی شود. ولی آنقدر دلمان گرفت که گفتیم یک کاری بکنیم ببینیم نتیجه اش چه می شود و در این راه منتظر آمدن همه ی دوستان هستیم تا بلکه قلعه ی دیگری برای نوشتن و عادت گرفتن به آن بیدا کنیم. به این امید...


کلمات کلیدی:
لینک دائم   لینک دائم   لینک دائم نویسنده: